چند خط از مسیر من حدود هفت ساله که سرامیک کار میکنم. شروع کارم با بدنههای ارتنور بود، و مدتی در همون محدوده کار میکردم. از سالهای اول، ذهنم درگیر پخت دمابالا بود. دنیایی که بدنهها و لعابهاش درخشندگی، مقاومت و عمق بیشتری دارن. ولی اون زمان دسترسی به کورهی دمابالا در ابعاد کارگاهی کوچک یا خانگی ممکن نبود. تا همین اواخر که بالاخره کورههایی با ابعاد و بودجهی مناسب پیدا شد، و همون شد جرقهی شروع مسیر جدید. با اولین پخت دمابالا، حس کردم وارد دنیای دیگهای شدم. جایی که همهچیز تازهست و هر جواب، دهتا سؤال جدید باز میکنه. در سرامیک هرقدر جلوتر بری، بیشتر میفهمی که هنوز اول راهی. به نظرم سرامیک در ایران بیش از هر چیز به شناخت و آگاهی بیشتری نیاز داره. اینکه تعداد آدمهایی که به این حوزه میان روزبهروز بیشتر میشه، از یه طرف اتفاق خوبیه، چون میتونه زمینهساز رشد جمعی باشه. اما از طرف دیگه، وقتی بخش زیادی از تولید در همون سطح بازاری و کمکیفیت باقی میمونه، تصویر کلی از سرامیک ایرانی هم سطحی میشه. ما به حرکت جمعی نیاز داریم، برای کارهای تحقیقاتی، آزمایشات، مطالعهی مواد، بدنهها و لعابهایی که در ایران داریم. چون نمیتونیم صرفاً از فرمولها و ترکیبهای خارجی تقلید کنیم. شرایط ما، خاک ما و حتی فضای پختهامون فرق داره. در نبود کمپانیها یا مراکز تحقیقاتی که دادههای دقیق ارائه بدن، تنها راه، تجربهی میدانی و اشتراک اون تجربههاست. در کشورهای دیگه، سفالگرها دنیایی از بدنهها و لعابهای آماده دارن و نیازی به آزمون و خطاهای ابتدایی ندارن. اما ما هنوز در مرحلهای هستیم که باید خودمون این مسیر رو بسازیم و شاید همین ساختن از صفر، با همهی دشواریش، ارزشمندترین بخش ماجرا باشه. برای اینکه سرامیک ایران بتونه در سطح جهانی حرفی برای گفتن داشته باشه، چه در بخش هنری و چه صنعتی، باید از همینجا شروع کنیم. پختهای دمابالا فقط یه گزینهی فنی نیستن، بلکه یه قدم به سمت استانداردهای جهانی هست. دنیای امروز سرامیک، با کیفیت، دوام و شناخت دقیق تعریف میشه و برای رسیدن به اون، ما باید خودمون راهش رو پیدا کنیم. شروع یک سفر لعابی کشف لعاب، همونطور که نویسندهی کتاب Glazes and Glazing Techniques – A Glaze Journey (Greg Daly) میگه، یه سفر هست. سفری که فقط با خوندن دستورها و فرمولها شروع نمیشه، بلکه با تجربهی مستقیم، دیدن، لمس کردن و آزمونوخطا معنا پیدا میکنه. این کتاب دربارهی همینه — دربارهی شناخت رفتار مواد، تأثیر دما، رنگ، بافت و پخت، و اینکه چطور از دل تجربه، فهم واقعی لعاب شکل میگیره. دِیلی از اولین برخورد خودش با لعابها در نوجوانی میگه، از جمعکردن صدها دستور، و از جایی که تصمیم گرفته به جای تقلید، بفهمه واقعاً لعابها چطور کار میکنن. هدفش از این کتاب اینه که ما، سفالگرها، یاد بگیریم مسیر خودمون رو کشف کنیم، مواد رو بشناسیم و از ترکیب علم و تجربه، لعابهایی بسازیم که بیان شخصی خودمون باشن. منم تصمیم گرفتم با همین نگاه جلو برم. میخوام این کتاب رو قدمبهقدم بخونم و در هر مرحله، تستهای عملیش رو با موادی که خودم در کارگاه دارم انجام بدم — حتی اگه دقیقاً مثل نمونههای کتاب نباشن. چون مواد اولیه یکسانی با نویسنده کتاب نداریم و آنالیز دقیق مواد در دسترسم نیست، مسیرم بر پایهی مشاهده و تجربهست؛ اینکه با امکانات واقعی خودم بفهمم چه اتفاقی میافته و چطور میشه کنترلش کرد. توی این وبلاگ، هر بار که فصلی رو پیش میرم، نتایج تستهام، یادداشتهام، عکسها و چیزهایی که یاد میگیرم رو مینویسم. هدفم اینه که هم خودم سوادم رو بیشتر کنم، هم اگر کسی مثل من داره با امکانات محدود ولی با کنجکاوی زیاد کار میکنه، شاید از تجربههام چیزی بهدست بیاره. برای من این فقط یه پروژهی یادگیری نیست، یه چالشه برای اینکه بخونم، بسازم و تجربه کنم. سفر من به دنیای لعاب از همینجا شروع میشه.
شروع یک سفر لعابی

نظرها
نظرت رو بنویس
نظرها بعد از تأییدِ فروشگاه نمایش داده میشن.